سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

167

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)

يعنى مجاز مرسل را در آن تصوير ننمود محل نظر و جاى انتقاد مىباشد زيرا همانطورى كه مفردات بحسب وضع شخصى براى معانى وضع شده‌اند مركّبات نيز بحسب وضع نوعى موضوع براى معانى هستند بنابراين وقتى مركّبى را در غير معناى موضوع‌له استعمال نمودند الزاما بايد اين استعمال بكمك علاقه‌اى كه بين معناى موضوع‌له و غير موضوع‌له باشد حال اگر اين علاقه ، علاقه مشابهت فرض شود استعمال مزبور استعاره بوده و در غير اين صورت غير استعاره يعنى مجاز مرسل مىباشد و چنين استعمالى كه مركّب بعلاقه غير مشابهت در غير موضوع‌له به كار رفته باشد بسيار فراوان مىباشد همچون جمله خبريّه‌اى كه در اخبار استعمال نشده و در غير آن به كار رفته باشد . ضرب المثل و شرح آن مجاز مركّب در صورتى كه استعمالش بر سبيل استعاره بحدّ فشوّ و كثرت برسد اصطلاحا مثل ( ضرب المثل ) ناميده مىشود و بخاطر همين جهت كه مثل عبارتست از كثرت استعمال مجاز مركب بر سبيل استعاره نمىتوان ضرب المثلها را تغيير داد و به صورتى ديگر استعمال كرد چه آنكه در استعاره لازمست لفظ مشبّه‌به در مشبّه استعمال شود حال اگر مثل را تغيير دهند عين لفظ مشبّه‌به نبوده نتيجتا استعاره نبوده بالمآل مثل منتفى مىگردد از اينرو در ضرب المثل‌ها هيچ توجّه و عنايتى به موردى كه در آن مثل را آورده‌اند از حيث تذكير و تأنيث و افراد و تثنيه و جمع نمىباشد بلكه بمواردى كه ابتداءا انشاء و ايراد شده‌اند توجّه و التفات مىشود مثلا مىبينيم كه بمرد مىگويند :